گروه فرهنگی-سراج24:سینما این روزها به یکی از اصلی ترین ابزار انتقال فرهنگ ها بین جوامع بشری تبدیل شده است. کما اینکه غرب و سینمای هالیوود نیز در بهره گیری از این ابزار نهایت تلاش خود را کار می بندند تا بتواند در این راستا اهداف استکباری خود را در قبال فیلم و تاثیرپذیری مردم از آن، ترویج دهند.
اما سوالی که بوجود می آید این است که سینمای ایران در ترویج فرهنگی اسلامی-ایرانی تا چه اندازه موفق بوده است؟ به هر اندازه که هالیوود در ترویج کلیسا و به تصویر کشیدن آن موفق عمل کرده است، ما برای شناساندن مسجد و تعالیم دینی با استفاده از ابزار سینما ناکام و ناموفق بوده ایم و به همان اندزه نیز در معرفی فرهنگ عاشورا در حالی که هر ساله میلیون ها ایرانی به مسجد می روند و برای سالار شهیدان به عزاداری می پردازند.
با نگاهی گذرا به ناکامی ما در استفاده از ابزار سینما برای ترویج فرهنگ اسلامی، براحتی می توان به عمق عقب ماندگی در ترویج فرهنگ انقلاب اسلامی پی برد.
براساس آمار منتشره بصورت میانگین سالیانه صد فیلم از بودجهی دولت در ایران ساخته می شود کمتر از دو یا سه درصد آن در مورد انقلاب است. در بیست سال گذشته، 5 فیلم هم در مورد «تاریخ انقلاب اسلامی» ساخته نشده است! و این یعنی عمق بی توجهی سینماگران ایران به موضوع انقلاب اسلامی.
وحید جلیلی مسئول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در این باره معتقد است: « فیلمساز اصلا بی دین و لائیک هم باشد، باز دنبال ماجرای جذاب و جالب میگردد. شما همین تاریخ سی و چند سالهی انقلاب را ببینید، چقدر ماجرا داریم؟ 29 سال است که رئیس جمهور ایران، شهید رجایی را کشتند. دولت جمهوری اسلامی در این 29 سال صدها میلیارد تومان برای سینما خرج کرده، اما تا به حال یک فیلم سینمایی در مورد شهید رجایی ندیدهایم. حتی یک فیلم هم در مورد جهاد سازندگی نداریم. در مورد نهضت سواد آموزی هم همین طور. کجا فیلمی در مورد راهپیمایی میبینید؟ در صورتی که میلیونها نفر هر ساله در راهپیماییها شرکت می کنند. نشانه شناسی انقلاب اسلامی در سینمای ایران در حد صفر است. حداکثر نماد انقلاب اسلامی در فیلمهای سینمایی، یک عکس امام در کلانتری است.»
البته از سوی دیگر مطلومیت قشر حزب اللهی در عرصه سینما نیز یکی از عواملی است که طیف روشنفکر سینما به خود اجازه می دهد تا مبحث انقلاب در سینما را به حاشیه براند. برای نمونه شاید عده ای به نحوه فیلمسازی و سبک کار مسعود دهنمکی انتقادهایی داشته باشند اما باید پذیرفت که او نماینده قشر حزب اللهی در عرصه سینماست و فیلمهای او در این هنر ماندگار شده اند و مطمئنا اگر طیف روشنفکر سینما فردی مانند دهنمکی داشت بی گمان از او برای نیل به اهدافش یک بت می ساخت، کما اینکه این کار را با فردی مانند اصغر فرهادی انجام داد حال آنکه به اذعان اکثر کارشناسان سینمایی فرهادی به واسطه وارد شدن به بازی سیاست شایسته دریافت اسکار قلمداد گردید نه دلیل فنی و سینمایی.
اما جشنواره عمار که این روزها شاهد برگزاری چهارمین دوره آن هستیم، نمونه بارز نگاه مردمی سینما به مقوله انقلاب هستیم. نگاهی که از بطن جامعه و به معنای واقعی کلمه سینمای ایرانی برانگیخته شده است. سینمایی که حالا امروز در دوردست ترین روستاها نیز مخاطب خاص خود را پیدا کرده است و این یعنی سینمای واقعی ایرانی و مردمی نه سینمایی که محدود می شود به خیابان های بالاشهر تهران.
به نظر می رسد تقویت جشنواره هایی مانند عمار می تواند در بهره گیری مناسب از ابزار کارایی چون سینما مفید واقع گردد و خط بطلانی باشد بر عادت های منسوخ در سینمای امروز ایران.



